دوشنبه بیستم تیر 1384
يه ترکه تو مسابقه دو ميخواسته شرکت کنه. دوپينگ ميکنه واسه که لو نره آخر ميشه؟!!!
نوشته شده توسط بنده خدا در ساعت 16:55 | لینک
|
دوشنبه بیستم تیر 1384
يه قزويني ميره مسابقه بيست سوالي. بهش ميگن خوب بپرس.
قزويني:گرمه؟
مجري:بله
قزويني:کونه؟!
مجري:نه بي تربيت کون چيه؟!
قزويني:نرمه؟!
مجري:بله
قزويني: خوب کونه.
مجري:نه بي تربيت کون چيه؟!
قزويني: سوراخ داره؟!
مجري: نه
قزويني: عجب کونيه که سوراخ نداره؟!!!


قزويني:گرمه؟
مجري:بله
قزويني:کونه؟!
مجري:نه بي تربيت کون چيه؟!
قزويني:نرمه؟!
مجري:بله
قزويني: خوب کونه.
مجري:نه بي تربيت کون چيه؟!
قزويني: سوراخ داره؟!
مجري: نه
قزويني: عجب کونيه که سوراخ نداره؟!!!
نوشته شده توسط بنده خدا در ساعت 16:54 | لینک
|
دوشنبه بیستم تیر 1384
توي قزوين يه پسر بچه داشت تو خيابون با دوچرخه ميرفت که يه هو يه تاکسي اومد بهش زد و پسر بيچاره پرت شد اونور.......راننده تاکسيه که يه قزويني بود از ماشينش پياده شد و رفت
سراغ پسره و دمر روش خوابيد. يه نفر که داشت رد ميشد به قزوينيه گفت: کره خر بلند شو چرا رفتي رو بچه خوابيدي؟! قزوينيه گفت: تا پليس نياد کروکي نکشه بلند نميشم!!!

سراغ پسره و دمر روش خوابيد. يه نفر که داشت رد ميشد به قزوينيه گفت: کره خر بلند شو چرا رفتي رو بچه خوابيدي؟! قزوينيه گفت: تا پليس نياد کروکي نکشه بلند نميشم!!!
نوشته شده توسط بنده خدا در ساعت 16:53 | لینک
|
دوشنبه بیستم تیر 1384
يه بار يه زنه اينکاره ميره پيش دکتر و ميگه اقاي دکتر اگه مشکلي نيست ميخواستم
چندتا مو کنار نافم بکاريد
دکتر ميگه:خانوم همه ميان ميگن که موهاي زائد بدنشون را بسوزونيم شما چطور؟؟
زنه ميگه ديدم کار و کاسبي خوبه گفتم يه شعبه هم بالا بزنيم!!!

چندتا مو کنار نافم بکاريد
دکتر ميگه:خانوم همه ميان ميگن که موهاي زائد بدنشون را بسوزونيم شما چطور؟؟
زنه ميگه ديدم کار و کاسبي خوبه گفتم يه شعبه هم بالا بزنيم!!!
نوشته شده توسط بنده خدا در ساعت 16:51 | لینک
|
دوشنبه بیستم تیر 1384
به رشتيه ميگن زنت جلو يه مرده لخته رشتيه سريع مياد خونشون و مياد بالاي ديوار که يهو ميزنه زير خنده مردم ميگن زنت جلوي يه نامحرم لخته و تو ميخندي؟؟
رشتيه ميگه اخه تاحالا اکبر اقا رو کون لخت نديده بودم؟؟!!
رشتيه ميگه اخه تاحالا اکبر اقا رو کون لخت نديده بودم؟؟!!
نوشته شده توسط بنده خدا در ساعت 16:45 | لینک
|
دوشنبه بیستم تیر 1384
يه بار يه پيرزنه تو اتوبوس نشسته بود که زنه يکدفعه گفت:
((ني ناي ناناي ني ناي ناناي))
و مردم هم که منظورش رو نفهميده بودن شروع کردن به دست زدن!
که زنه از تو کيفش دندون هاش رو دراورد و انبار گفت ((نياوران نگه ار))!!!
((ني ناي ناناي ني ناي ناناي))
و مردم هم که منظورش رو نفهميده بودن شروع کردن به دست زدن!
که زنه از تو کيفش دندون هاش رو دراورد و انبار گفت ((نياوران نگه ار))!!!
نوشته شده توسط بنده خدا در ساعت 16:39 | لینک
|
دوشنبه بیستم تیر 1384
يه بار يه پيرزنه تو اتوبوس نشسته بود که زنه يکدفعه گفت:
((ني ناي ناناي ني ناي ناناي))
و مردم هم که منظورش رو نفهميده بودن شروع کردن به دست زدن!
که زنه از تو کيفش دندون هاش رو دراورد و انبار گفت ((نياوران نگه ار))!!!
((ني ناي ناناي ني ناي ناناي))
و مردم هم که منظورش رو نفهميده بودن شروع کردن به دست زدن!
که زنه از تو کيفش دندون هاش رو دراورد و انبار گفت ((نياوران نگه ار))!!!
نوشته شده توسط بنده خدا در ساعت 16:38 | لینک
|
دوشنبه بیستم تیر 1384
يه ترياکي تو پيغامگير تلفونش ضبط کرده بود هشتم ولي خشتم!!!
نوشته شده توسط بنده خدا در ساعت 16:32 | لینک
|
دوشنبه بیستم تیر 1384
يارو جو گير ميشه ميره وسط ميدون داد ميزنه آي مردم بيايد من پيامبرتونم!
مردم جمع ميشن ميگن بابا جون پيامبرا معجزه داشتن کتاب داشتن تو چي داري:
ميگه من کيتاب ميتاب ندارم بشينيد براتون جزوه ميگم بنويسيد!!!
مردم جمع ميشن ميگن بابا جون پيامبرا معجزه داشتن کتاب داشتن تو چي داري:
ميگه من کيتاب ميتاب ندارم بشينيد براتون جزوه ميگم بنويسيد!!!
نوشته شده توسط بنده خدا در ساعت 16:31 | لینک
|
دوشنبه بیستم تیر 1384
سلامی دباره
شنوندگان دقت کنيد يه راننده ديوونه داره اتوبان و بر عکس ميره!
يارو يه نيگاه ميکنه جلوش ميگه:
بابا جون يه نفر نيست که اينهمه دارن ميان!!!

يارو يه نيگاه ميکنه جلوش ميگه:
بابا جون يه نفر نيست که اينهمه دارن ميان!!!
نوشته شده توسط بنده خدا در ساعت 16:28 | لینک
|
