پنجشنبه نهم اسفند 1386
جوک
یکی: راستی راستی این دفعه رفتم تست بازیگری دادم و قبول شدم میگین چجوری . بخونین.
کارگردان گفت:نقشش خیلی کوتاهه ها فقط همین صحنه.
گفتم:عیبی نداره!
گفت:پول نمیدیما!
گفتم:عیبی نداره!
گفتم:دیالوگ چی؟
گفت: خودتو نشون نمیدیم!
تو میری پشت یه دیوار بعد یک گلدون میوفته اونور و تو میگی:آخ.
گفتم: بلند بگم.
گفت:مهم نیست صدات هم بعدآ دوبله میشه!!!
ادامه ی جکها در ادامه ی مطلب
نوشته شده توسط بنده خدا در ساعت 1:6 | لینک
|
چهارشنبه یکم اسفند 1386
خواننده تو عروسي ميگه: خانوما، آقايون، دستا بالا، ميخواهيم بريم بندر! ترکه داد ميزنه: كجا؟ ما تا شام نخوريم هيچجا نميريم!!!

نوشته شده توسط بنده خدا در ساعت 0:32 | لینک
|
چهارشنبه یکم اسفند 1386
لره توي جبهه بيسيم چي بوده زنگ ميزنه ميگه : آقا 5 تا عراقي دستگير كردم بيايد ببريد ميگن خودت بيار .... ميگه نه شما بياين اينا نميذارن من بيام!!!
نوشته شده توسط بنده خدا در ساعت 0:27 | لینک
|
چهارشنبه یکم اسفند 1386
يه روز سه تا ديوونه رو مي اندازن تو يه اتاق دو تاشون مى رقصن، يکيشون هم ميگه: سبز - آبى - قرمز ازش مي پرسن چرا اين جورى مي گى؟ ميگه من رقص نورم!!!
نوشته شده توسط بنده خدا در ساعت 0:25 | لینک
|
چهارشنبه نوزدهم دی 1386
از يه ترکه مي پرسن دوست داري توي تاکسي با کي بشيني؟ ميگه با يه دختر خوش قد و بالا وخوشگل و قد بلند با نامزدش. ميگن واااا اخه براي چي بانامزدش ؟ ميگه اخه ميچسبن به هم جا براي من باز مي شه!!!
نوشته شده توسط بنده خدا در ساعت 20:53 | لینک
|
چهارشنبه نوزدهم دی 1386
خطبه ي عقد رشتيا : النکاح السنتي ، و بعدش خوش به حال امتي ، فقط لطفا نوبتي ، اووووي اصغر نزن جلو غربتي!!!
نوشته شده توسط بنده خدا در ساعت 20:53 | لینک
|
چهارشنبه نوزدهم دی 1386
بخاطر بي جنبگي قزويني ها كارخانه ي چي توز موتوري تعطيل شد!!!
صحرا
نوشته شده توسط بنده خدا در ساعت 3:10 | لینک
|
چهارشنبه دوازدهم دی 1386
از يه بچه ميپرسن: چند تا وسيله نشستن نام ببر ؟؟؟ ميگه : چهار پايه صندلي چراغ خواب .ميگن: مگه رو چراغ خوابم ميشينن؟؟؟ ميگه اره همين ديشب بابا به مامان گفت : اون چراغ خواب رو خاموش کن بشين روش!!!

نوشته شده توسط بنده خدا در ساعت 2:35 | لینک
|
چهارشنبه دوازدهم دی 1386
رشتيه به دوستش: يه جا بلدم شام ميدن! مشروب ميدن! ترياک ميدن! آخرش هم 30000 تومن ميدن!! دوستش ميگه: کجاست؟!! ميگه: خودم نرفتم زنم رفته بلده!!!
نوشته شده توسط بنده خدا در ساعت 2:32 | لینک
|
چهارشنبه دوازدهم دی 1386
اصفهاني با برق خونه همسايشون خودکشي ميکنه!!!
نوشته شده توسط بنده خدا در ساعت 2:31 | لینک
|
چهارشنبه دوازدهم دی 1386
زن رشتي با عجله به مطب دکتر زنان بر مي گرده و مي گه: ببخشين من شورتم رو اينجا جانگذاشتم؟ منشي مي گه: نه. زنه مي گه :" پس حتما توي دندون پزشکي جا گذاشتم!!!
نوشته شده توسط بنده خدا در ساعت 2:30 | لینک
|
چهارشنبه دوازدهم دی 1386
دخترا مي رن پيش خدا شکايت که چرا پسرا از اونا دران ولي ما نداريم؟!! ندا مياد که همه اونا مال شماست فقط حماليش مال پسرهاست!!!![]()
نوشته شده توسط بنده خدا در ساعت 2:29 | لینک
|
چهارشنبه دوازدهم دی 1386
از ترکه مي پرسن کراوات چيست؟ ميگه: خطي است فرضي ميان لوزه ها و بيضه ها!!!
نوشته شده توسط بنده خدا در ساعت 2:27 | لینک
|
دوشنبه سوم دی 1386
دوست دختر پسره : عزيزم اگه يه بوسم بکنی قول ميدم تا آخرش باهات باشم . دوست پسر دوختره : ممنون از هشدارت!!!

نوشته شده توسط بنده خدا در ساعت 0:44 | لینک
|
دوشنبه سوم دی 1386
تنها راه مقابله با آمريكااينه كه ارتش رشت با زنهاشون سر اونهاروگرم كنن،بعد قزوينيها از پشت غافلگيرشون كنن.!!!
نوشته شده توسط بنده خدا در ساعت 0:41 | لینک
|
